محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

610

مخزن الأدوية ( ط . ج )

قثد به فتح قاف و ثاى مثلثه و دال مهمله اسم عربى خيار مأكول است و به شيرازى خيار دراز و خيار بالنگ و به خراسانى خيار بادرنگ و به هندى كهيرا و به فرنگى كوكوابرس نامند . ماهيت آن : ثمر نباتى است از قبيل نجم و بياره و بر مجاور خود مىپيچد و بر زمين نيز پهن مىگردد و برگ آن پهن و مشرف بزرگ‌تر از برگ قثاء مزغب و شاخه‌هاى نورسته و نازك آن نيز مزغب و ثمر آن انواع است يعنى سفيد و نازك طولانى و آن را مصرى و شامى نامند و از اين نوع در بعضى جاها طولانى تا به يك ذرع درست مىشود و لحم آن زياده و مغز و تخم آن كم و ريزه و نوعى سبز مخطط و از اين نوع در بعضى جاها طولانى تا به يك ذرع دست مىشود لحم آن زياده و مغز و تخم آن كم و ريزه و نوعى سبز مخطط و از اين نيز آنچه طولانى و كوچك است نازك و لطيف و آن را نيز شامى و مصرى نامند و آنچه بزرگ و سخت مايل به استداره و ضخيم و مغز و تخم آن زياده‌تر و بزرگ‌تر آن را بلدى نامند و نيز در بنگاله نوعى ديگر مىشود اكثر ثمر آن مدور و بعضى اندك طولانى و پوست آن خشن و لحم آن كم و تخم آن زياده و نورس كوچك آن نازك و پخته آن سخت و تخم آن بزرگ و اين را به هندى لوتن كهيرا نامند و در زمستان و تابستان نيز به هم مىرسد و اين دو نوع در گرما و در همه انواع آن اكثرى شيرين و بعضى اندك تلخ مىباشد و جمله انواع آن غليظتر از قثاء و بعد از رسيدن زرد و مغز آنها ترش و لحم آنها صلب مىگردد و بعضى مردم لحم صلب آن را مانند كدو پخته مىخورند و از كدو غليظتر و بطى الهضم‌تر و نفاخ‌تر است و بهترين قثد كوچك نازك آنست و بدترين آن متوسط در صغر و كبر و صلب و كرم زده آن كه به فارسى عوام شفته زده و شفته دار نامند زبون . طبيعت آن : سرد و تر در دويّم . افعال و خواص آن : * اعضاء الرأس * جهت صداع حار خوردن و ضماد كردن و ماليدن قاش و يا كف آن بر پيشانى و نيز استشمام پاره كرده آن و يا آب تر و تازه آن به عنوان لخلخه جهت انعاش ارواح نفسانى و حيوانى و اكثر امراض حاره حاده دماغيه و رفع بىخوابى مفيد . * اعضاء الغذاء و النفض و غيره * آشاميدن آن جهت اكثر حميات حاره حاده و تسكين حرارت صفرا و خون و التهاب احشا و دفع تشنگى و تفتيح سده جگر و ادرار بول و اخراج حصات و رفع يرقان و ضعفى كه از اسهال حار مفرط به هم رسيده باشد نافع و آشاميدن آب آن تا چهل و پنج مثقال با ده درم شكر سليمانى يعنى نبات جهت اسهال مره صفراوى كه در معده و امعا موجود باشد و اخلاط محترقه صفراويه و سوداويه و جهت حميات حاره حاده و يرقان و به دستور آب خيار رسيده زرد شده ترش قوّت اسهال آن زياده از نارسيده آن و چون قدرى قرنفل را در آب آن بخيسانند يك شبانه روز و يا در جرم آن فرو برند و يك شبانه روز بگذارند پس روز ديگر افشرده بياشامند با ماء العسل جهت نيكويى رنگ رخسار و تفتيح سدد و تحليل رياح غليظه و دفع مواد حاره و خفقان در يك روز مؤثر و نطول مطبوخ آن مانع تولد قمل و در حديث است كه آشاميدن آب مطبوخ پوست خيار تازه در آب سه روز متوالى رافع يرقان است و خوردن خيار محرورين را موافق و مضر مبرودين و عصب معده و الياف آن و خام كننده غذا و مولد خلط خام و نفخ و قراقر و درد تهيگاه و چون در معده فاسد گردد مولد خلط سمى شود با طعام و بعد از آن خوردن خصوص اغذيه غليظه مانند آش ماست و آش غوره و امثال آن مضر ، مصلح آن در محرورين سكنجبين و در مبرودين زبيب و نانخواه و عسل و معاجين حاره مانند كمونى و فلافلى و مغز خيار نارس الطف و ابرد از لحم آن و لحم آن نفاخ و تقيل و دير هضم و مغز رسيده ترش آن ابرد و ارطب و جهت اكثر منافع مذكوره از اطفاى حرارت و لهيب صفرا و تشنگى و ادرار نمودن بول و غيرها انفع و سريع الفساد و ضماد مغز و تخم آن جهت التهاب معده و احشا و تحليل ورم حار و جرب و حصف و شرى و خارش بدن و نرمى جلد و رفع خشونت آن و بر پشت زهار رافع احتباس بول و عسر آن و ادرار قوى آورد خصوص در اطفال و مغز تلخ آن در اين امر اقوى است از شيرين آن و ضماد آن با بوره و عسل نيز جهت تحليل ورم نافع . آشاميدن دو مثقال و نيم پوست خشك كرده آن جهت رفع عسر ولادت و سهولت وضع حمل مؤثر . مضر زنان حوامل بىوقت و تخم آن سردتر از تخم قثاء و از آن بهتر و بعيد التعفن و با قوّت محركه مواد ساكنه و مدر بول و مخرج صفراى سوخته با ادرار و جهت وجع ريه و قرحه آن و حرقه البول و ورم كبد و طحال حارين و حميات حاره نافع . مقدار شربت : از تخم آن تا پنج درم و آشاميدن آب برگ آن به قدر دو سه مثقال با دو چندان بول صاحب طحال جهت تحليل طحال آن مجرب و بعضى در مبرود المزاجان قليلى آب زنجبيل تازه نيز داخل مىكنند و دهن الخيار كه آب رسيده زرد آن را گرفته با روغن كنجد و يا زيت طبخ نمايند تا روغن بماند در جميع افعال ضعيف‌تر از روغن كدو است و ماء الخيار نيز مانند ماء القرع است كه در خمير آرد جو گرفته پس در گل و در تون حمام و يا در تنور طبخ نمايند پس آب آن را گرفته بنوشند جهت